دوشنبه 29 مرداد 1397 | Monday 20 th of August 2018 صفحه اصلی گروه الکترونیکی کامپیوتر
6-1- تاریخچه

 

تاریخچه سیستمهای پشتیبان تصمیم­گیری در پزشکی در حقیقت تاریخچه همکاریهای متقابل پزشکان و ریاضیدانان می­باشد. به مجرد پیدایش کامپیوترهای الکترونیکی در سالهای ۱۹۵۰-۱۹۶۰میلادی، نخستین سیستمهای پشتیبان تصمیم­گیری در پزشکی با اهداف گوناگون بهداشتی پا به عرصه وجود نهادند. در نخستین مقاله­ای که در این زمینه در سال ۱۹۵۹میلادی منتشر شد،لدلی[1] و لاستد[2]اعلام نمودند که پزشکان معمولا اگاهی چندانی از چگونگی حل مسایل تشخیصی دارا نمی­باشند. همچنین انها اظهار داشتند که برای مدلسازی پروسه تشخیص پزشکی هم قوانین منطقی (نظیر نظریه مجموعه­ها و جبر بولی) و هم محاسبات استدلالی (نظیر قوانین بیز) مورد نیاز خواهد بود. متعاقب این تحقیق، سیستمهای منطقی که بر اساس پرسشهای هوشمند به تمایز میان گزینه­های مانعه­الجمع می­پرداختند، توسطبلیچ[3] و همکارانش پا به عرصه وجود نهادند. لازم به ذکر است در ان زمان کلیه سیستمهای پشتیبان تصمیم­گیری در پزشکی تنها می­توانستند در حوزه­های کاملا محدود  و به ویژه در مواردی که یقینا فقط یک بیماری باعث بروز نشانه­ها می­شد، به کار بپردازند؛ در حالیکه در عمل معمولا چندین بیماری در ان واحد در شخص بیمار با یکدیگر تداخل دارند. در سال ۱۹۶۱میلادی نیز وارنر[4]  و همکارانش یکی از نخستین سیستمهای پشتیبان تصمیم­گیری در پزشکی را که بر اساس قوانین بیز به کار         می­پرداخت، طراحی و راه­اندازی نمودند؛ البته نخستین سیستم واقعی پشتیبان تصمیم­گیری در پزشکی که          براساس قوانین بیز طراحی شده بود و در عمل نیز در بسیاری از پایگاههای بهداشتی به کار گرفته شد، سیستمی بود که توسطدامبل[5] برای تشخیص دردهای حاد شکمی ارایه شد.

به دلیل فناوری موجود در کامپیوترهای سالهای ۱۹۵۰-۱۹۶۰که نرم افزارهای پشتیبان تصمیم­گیری در پزشکی می­بایست بر روی انها راه اندازی شوند، این سیستمها در ان زمان در دو شاخه مجزا از یکدیگر توسعه یافته بودند: قیاسی و احتمالاتی؛ اما نزدیک به دو دهه بعد از نخستین تلاشهای انجام­گرفته در این زمینه، Szolovits وPauker با بررسی عمیق­تر ریشه­های فلسفی این دو روش استدلال، روش سومی را که با حفظ ویژگیهای ممتاز این دو روش از هویت خاص خود نیز برخوردار بود، پیشنهاد نمودند. این روش، هیوریستیک  نام داشت. برنامهHEME که برای تشخیص بیماریهای هماتولوژیک به کار می­رفت، یکی از نخستین سیستمهایی بود که از این روش استفاده نمود. در ادامه کاربردهای این روش، گری[6] یکی از پیشتازان کاربرد روش هیوریستیک در سیستمهای پشتیبان تصمیم­گیری در پزشکی- در طی یک مقاله کلاسیک که در سال ۱۹۶۸منتشر نمود، اصول کلی حاکم بر سیستمهای خبره پشتیبان تصمیم­گیری در پزشکی را تبیین نمود. این اصول در سالهای ۱۹۷۰تا ۱۹۸۰اساس عملکرد بسیاری از سیستمهای پشتیبان تصمیم­گیری در پزشکی را تشکیل دادند. در این مقاله، گری،تعریفی رسمی از مساله تشخیص پزشکی را ارایه نمود. وی همچنین تفاوتهای مابین ارزش اطلاعات، هزینه های اقتصادی، و خطرات ناشی از انجام تستهای تشخیصی را نشان داد و مساله «چند-تشخیصی» را که به هنگام مواجهه سیستم با بیماران دارای چندین بیماری همزمان روی می­دهد، توصیف نمود. مقاله گری در حقیقت تئوری بسیاری از سیستمهای پشتیبان تصمیم­گیری در پزشکی نظیرPIP، MEDITEL، Internist-1، QMR، DXplainو ILIADمحسوب می­گردد. در سال ۱۹۷۶میلادی نیز شرتلیف[7] سیستم خبره مبتنی بر تئوری شواهد  [8]را برای کاربردهای تشخیصی و درمانی به نام  MYCIN  ارایه نمود. این سیستم که برای تشخیص عفونتهای میکروبی و تجویز داروهای لازم به کار می­رفت، دارای قابلیتهای متعددی نظیر دریافت اطلاعات، یادگیری، تفسیر داده­ها و اموزش­دهی بود و امروزه از ان به عنوان پدر سیستمهای خبره یاد می­گردد. اکثر سیستمهای یاد شده به عنوان نسل اول سیستمهای پشتیبان تصمیم­گیری در پزشکی محسوب می­گردند.

در سالهای ۱۹۸۰تا ۱۹۹۰میلادی با تغییرات اساسی که در سخت افزار کامپیوترها صورت پذیرفت و منجر به تولید انواع کامپیوترهای کوچک و ارزان قیمت(PC) شد، تحولی اساسی در تولید سیستمهای پشتیبان    تصمیم­گیری در پزشکی ایجاد شد و نسل جدیدی از این سیستمها پا به عرصه وجود نهادند. همچنین در این سالها با ارایه مدلهای جدید تصمیم­گیری و یا با ارایه نواوری در مدلهای پیشین تغییرات چشمگیری در عملکرد سیستمهای پشتیبان تصمیم­گیری در پزشکی ایجاد شد، به صورتی که سیستمهای مبتنی بر تئوری فازی نظیرCADIAG-II  و شبکه­های بیز نظیرInternist-1/QMR برای غلبه بر محدودیتهای سیستمهای ساده پیشین طراحی و راه­اندازی شدند. در سالهای اخیر نیز رجیا[9] و همکارانش مدلهای پوشش مجموعه­ای[10]را برای حل مساله تشخیص پزشکی ارایه نمودند. شبکه­های عصبی مصنوعی واستدلال مبتنی بر مورد،نیز از دیگر تکنیکهای نوین ارایه شده برای برخورد با مساله تشخیص پزشکی می­باشند.

 

برخی دلایل استفاده از سیستم­های پشتیبان تصمیم در پزشکی:

·پزشکان برخی اوقات دچار خطا و اشتباه می­شوند.

·پزشکان قادر نیستند که همیشه خود را با اخرین یافته­های اطلاعات پزشکی تطبیق دهند.

·در موارد متداول استفاده از تصمیم­گیری خودکار، موثر است.

·سازمانهای مراقبت بهداشتی مایل به افزایش کیفیت مراقبت و کاهش هزینه­های ان هستند.

 

زمینه­های مورد استفاده سیستم­های پشتیبان تصمیم­گیری بالینی:

·تولید  هشدارها و یاداوری­کننده­ها برای پزشک

·کمک در تشخیص بیماری به پزشک

·برنامه­ریزی درمان

·تشخیص و تفسیر تصاویر پزشکی

 

چهار عملکرد کلیدی سیستم­های الکترونیکی حمایت از تصمیمات بالینی:

·اداری؛ حمایت از کد­های بالینی و مستندات

·مدیریت موارد پیچیده بالینی؛ مانند پروتکل­های شیمی درمانی، ارجاع و پیگیری، مراقبت­های پیشگیری

·کنترل هزینه­ها؛ کنترل دستورات پزشکی، جلوگیری از تکرار ازمایشات یا انجام ازمایشات              غیرضروری

·حمایت از تصمیم؛ حمایت از تصمیمات کلینیکی و فرایند درمان و ارتقا استفاده از راهنمائی­های اختصاصی

 انواع سیستم های CDSS:

تعامل مستقیم سیستم و پزشک (مانند INTERNIST)

سیستم مستقیما به منبع داده­های بیمار متصل است. (مانند سیستمهای مفسر ECG)

سیستمهای همراه با مدارک کامپیوتری بیمار(CPR)و بکاربردن این رکوردها بعنوان ورودی

 



[1]Ledley

[2]Lusted

[3]Bleich

[4]Warner

[5]de Dombal

[6]Gorry

[7]Shortliffe

[8]Evidence Theory

[9]Reggia

[10]Set-Covering Theory

Compatability by:
آخرین به روز رسانی سایت: سه شنبه, 22 اسفند 1391 - 00:26